پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری
پـیـونـدهـا :: Links

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهاریه» ثبت شده است

"الف...
.
.
.
عید امسال - فاطمیه - هیئت - تو چرا نیستی؟ - ستاره؟ - بهار - بهار بدون تو! - بهار فاطمی- لباسِ سبزِ سربازی- من که غیر تو کسی رو ندارم! - تن ها! - بارونِ بارون چشمایِ گریون! - کی تموم می شه پس؟ - شلمچه - سال تحویل - فرمانده! - یعنی هستی؟ - دَرِ سوخته - خاکستر رویِ چادر؟ - وای - دل تنگ م! - زینب کو؟ - آخ - چرا سال تموم نمی شه؟ - آخه تو کجایی! - آقا؟ - آسمون؟ - بارون؟؟ - بابا! - یه شهید! چرا؟ - باز هم تنها بین تن ها... - 15 روز همه اش؟ - تیرِ خلاص! - چشای تو؟ - خاکِ بارون خورده؟؟ - ردِ سیلی روی صورتِ یه خانوم؟ - آخ- ............ - مادر! - حکایت مویِ سوخته- آخ - ستاره! - کربلا - کوچه - نیزه - آخ - عید؟ - نوروز - ذهن مشوّش- اه! - لعنتی - بابا! - سفره هفت سین - دستات - تسبیح تربت - چشمات- ستاره؟ - گذرِ عمر - خسته ام - یادش به خیر! - الو؟ - جواب نمی دی؟ - دیوانه! - بارون - بیرون- دم ایوون طلا - نسیمی که از سمت ضریح تو می وزد! - یا علی ابن موسی الرضا - حرفات - صدات - نگاهت- اسمِ تو! - گذرنامه - عبور- خداحافظی - 18 فروردین- نه! - نرو- کجایی؟ - خواستگاری- جواب؟ - بهار- دوباره بارون- نذرِ چشمات- سال تحویل- اه! - بازم تنهایی! - لعنتی- زندونی- واگویه- گریه - خواب! - چی می گی؟ - الو! - باشه - لال می شم- منو می شناسی؟ - نه! - ستاره! - آسمون! - پیراشکی؟ - آخه تو این بارون؟ - کوچه های خلوت؟ - وای! - جاده چالوس! - کلاردشت مثلا! - نه - لب دریای نوشهر- نه- انارور - نه؟ - کوچه های چالوس- نه؟ - صحن انقلاب - وای... . بسه دیگه! - زیر سِرُم- خون! خستگی- دلتنگی - چی می گی تو دلت؟ - کم آوردم! - نمی گم!
لال می شم... .

.
.
.
۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۱۵
بهنام جعفری بلالمی
"الف...
...........................
«السَّلامُ عَلی رَبِیعِ الأنام»
ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی ؛ من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی.
.
...و تفقّهوا فیه فانّه ربیع القلوب
و در قرآن بیاندیشید که بهارِ دل‌هاست.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام


بهار، زمین را تازه می‌کند.

آیه‌‌های قرآنِ تو، قلبِ مرا.
.........

تا با تو بودن
پیاده جاری می شوم
بی پارو
بی قایق
و با هیچ نگاهی
که در انتظارم نشسته باشد
باور کن
خانه هایمان نزدیک است !
اگر بخواهی ...

.............

.
این روزها، تنها بهانه زندگی روزهایی هستند که به خیال انتظار می گذرند... . به انتظار شب های جمعه و دل های بی اختیار! به انتظار ناله های کمیل. به انتظار غروب های دلگیر... . به انتظار آقای خوبی ها! به انتظار نسیم مهربانی ها... . به انتظار بهاری که هنوز نیامده ست! سال هاست که تنها سال نو می شود! بهاری در کار نیست! پرنده های مهاجر به انتظار دیدن تو می آیند؛ به انتظار بهاری که هنوز نیامده ست! باران نیز این روزها فهمیده ست که تو اصل بهاری. آسمان نیز هم. چشم بسته به روی زمین. باران بهاری شدی، ربیع الانام شدی؛ گم شدی در هیاهوی عیدانه انسان ها؛ این روزها تنها بهانه مان انتظار برای ندبه ای دیگر است... . تنها بهانه تحمل روزهای تکراری، عطر تن توست. اینجا هنوز بهار که می شود؛ گلی به یاد تو سبز می شود؛ انگار ساعت ها خواب دیده اند تو را؛ انگار عادت شده در مشق شب مان بنویسیم! ای دل بخواه آمدنش را... انگار تنها بهانه ی آفتابی که هنوز در میان بوته های خانه مان سرک می کشد طلوع روز انتظارست... . بهار طبیعت در راه است و تویی که بهار جان هایی هنوز پشت پرده ای... . هر روز زمین نفس می گیرد؛ ساعت ها گاهی خواب می مانند؛ قلم ها گاهی بی رنگ می مانند، کتاب ها گاهی تورق نمی شوند، گوش ها گاهی نمی شنوند، چشم ها اما؛ همیشه بی بهانه اشک می ریزند، این روزها همه و همه به انتظارت می نشینند! گاهی هم به انتظار چشمانت می ایستند. ندبه می خوانند. بهاری می شوند. ساعت ها، دقیقه ها، پشت به پشت لحظه ها را سکوت می کنند. این روزها همه و همه؛ پشیمان می شوند از گذران ثانیه های انتظار بدون حضور تو.

.

بهار آمده اما هوا هوای تو نیست
مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست
به شوق شال و کلاه تو برف می آمد...
و سال هاست از این کوچه رد پای تو نیست
نسیم با هوس رخت های روی طناب
به رقص آمده و دامن رهای تو نیست
کنار این همه مهمان چقدر تنهایم!؟
میان این همه ناخوانده،کفش های تو نیست
به دل نگیر اگر این روزها کمی دو دلم
دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست
به شیشه می خورد انگشت های باران...آه...
شبیه در زدن تو...ولی صدای تو نیست
تو نیستی دل این چتر، وا نخواهد شد
غمی ست باران...وقتی هوا هوای تو نیست...!
اصغر معاذی
.
 حالم را زیبا کن؛ ای محول الاحوال... . دست به قلم که می بری؛ شکوفه های بهاری به رقص در می آیند، باد در گوش هایت امن یجیب می خواند، ابرها به شوق تماشایت اشک می ریزند، درختان سر تعظیم فرو می آورند از تمنای کلماتت، آنگاه که محول الحول والاحوال می خوانی، تمام حالات جهان متحول می شوند، یا مقلب القلوب که می خوانی نوید بهاری ست که یادآور رستاخیز و تحولی ژرف و دل انگیز در حیات بشر است؛ اینجا بهاری دیگر ست... . این اولین تکه از جشن بهاریه ماست... . از برای پذیرایی میهمانان این خانه پنج دیواری، شعری و غزلی هست، نثر و توصیفی هست، برای گوش هایتان قطعاتی را از بهترین آثار موسیقی ایرانی انتخاب کرده ام که هدیه تان می کنم؛ و برای چشماهاتان؛ تابلو هایی از زیبایی های بهار؛ و برای رویا هایتان فوج فوج رنگ و نقش و نگار...  کمی منتظر بمانید. رنگینه های بهاری اتاق پنج دیواری خانه مان در راه ست.
بهنام جعفری بلالمی...
.
۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۳ ، ۰۸:۲۴
بهنام جعفری بلالمی

"الف...
............................

 

برزخ جاییست که بوی بهار نارنج در کوچه ها بپیچد و تو نباشی...!
 
دلم شمال گونه، شیراز گونه آغوش بهاریت را می طلبد، دلم آرامی نگاهت را می خواهد، شیرینی شهد عسل گونه کلامت را! اینجا گم شده ام در مستی عطر بهارنارنج آغوش ت! آغوشی که چون بهار به روی معشوقت گسترده ای، چون بهاری که نشسته ست سر چهار راه شهر، دامن پهن کرده و شراب ناب بهار نارنج تعارفمان می کند! این دو چشم کوچک من؛ تاب صداقت ناب چشمان ت را ندارند! زانوانم سست می شوند بی بهانه! خمار می شوم! مست می شوم... بی بهانه... . گم می شوم میان رنگ ها و قلم ها! نفس هایم بوی تو را می دهند! بوی بهار نارنج... . سبویم را به دست تو می دهم! برایم دلبری کن... می بریز. دلم ویار کرده است. شراب ناب می خواهم! از دست تو. از آغوش بهار... . از دستان اردیبهشتی ت. از تنت که بوی بهار نارنج می دهد... . بهارم کنار م بمان! خوش ندارم حال و احوال این روز های خانه به دوشی ام چون خزان شود! خاتون خوب خاطره... . خدا تو را برای دلم نگاه می دارد! آری؛ این بی قراری م نشان بهار ست... .
.
بهنام.ج
.
.
.
به بهانه چشمانت!
به بهانه ی عاشقانه هایت...
به بهانه 15 اردیبهشت؛ روز بهارنارنج!
.

 







و اینجاست "شیراز"
و آن فصل پر عطر
ومن عابر کوچه پس کوچه های قدیمی
به دنبال آن رفته هایی که با تو
به دنبال آن رفته ی دور
چه شب ها که من با تو ای دوست
 در آن عطر
به گلگشت آفاق
به پی جویی شعر
به دیدار اندیشه رفتیم
چه شب ها که با تو
چه شب ها...
کجایی؟
نسیمی خنک می وزد بر من و شب
هوا عطر باران
دلم میل همراهی با تو دارد
هوا ، عطر گل های نارنج...
"منصور اوجی"
.
 
"تاری از طلای مویت را در دست من بگذار
میخواهم وقتی به انتهای آسمان رفتم
آن را به موهای بلند خورشید گره بزنم
تا هرکس خورشید را نگاه کند
خطوط پاک چهره تو را ببیند
آن وقت همه خواهند دانست
بانوی بهاری من که بوده است
همین را میخواهم و
دیگر هیچ!"
 "یغما گلرویی"


 
 
 
دریافـــــــــــت آهنگ بهــــــــارا؛ با صدای سالار عــــقیلی
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۵:۰۱
بهنام جعفری بلالمی

"الف...

.................................

یاایًُهالْمُزّمّلُ(۱)
ای جامه بخود پیچیده
قُم الّلیْل إلّا قلیلآ(۲)
بیشتر ساعات شب را به عبادت مشغول باش
نصْفهُ أوانْقُصْ منهُ قلیلآ(۳)
اوْزدْ علیْه ورتّل الْقُرْان ترتیلآ(۴)
نیمی از شب یا کمترو یا بیشتر از نصف شب را عبادت کن و قرآن را با تأنی و آرام تلاوت کن.
إنّا سنُلْقی علیک قوْلآ ثقیلآ(5)
ما به وسیله وحی کلام بسیار سنگین(قرآن) رابرتوالقا میکنیم.
إنّ ناشئة الّلیْل هی آشدُّ وطْآ وأقْومُ قیلآ(6)
 البته نماز شب بهترین  شاهد اخلاص(وصفای)قلب ودعوی صدق ایمان است.*
.

.
دریافت قسمتی از فیلم شیدا...
مدت زمان: 3 دقیقه 53 ثانیه
.

خوب خوبم
هیچ دردی ندارم
اینجا سرزمین غریبی است
نمی توان آن را شناخت
بایدآن را زندگی کرد
دلم می خواهد همیشه اینجا بمانم
عطر بهار نارنج درباغ بیداد می کند
نمی بینمش
امّاصدایش مرا با خود می برد
عاشقم می کند
دلم تنگ است
دلم برای دیدنش تنگ است
کی رخ می نماید ؟
نمی دانم

***
آن هنگام که عطر بهار نارنج در آن کلام مقدس پیچید
من تورا از پشت چشمان بسته ام دیدم
خوبی های تو را و لطف تو را
بهار نارنج را به نسیم بسپار
و اگر خواسته ام را خواستی کتاب را به نشانه ی عهدی میان ما با خود ببر
 و گرنه بماند

"دیالوگ قسمتی از فیلم شیدا؛ ساخته کمال تبریزی- با بازی لیلا حاتمی و پارسا پیروزفر.

.

در شهر من
درخت های نارنج
پیام آور بهارند
و چه بی حساب نفس میکشند
ریه های خسته احساس
باز پنجر ها معنا پیدا میکنند
در نسیمی خیس
از باران و بهار نارنج

.

پی نوشت 1: عنوان از شعر علامه سید محمد حسین طباطبایی
پی نوشت 2: آیات 1 تا 6 سوره مبارکه مزمل
پی نوشت 3: گر میبرندت واصلی گر میروی بی حاصلی!
پی نوشت 4: خیلی وقتا پیش می آد که تو اتاق نشست م و در ورودی خونه باز می مونه، بوی بهار نارنج تمام مشامم رو پر می کنه... . همیشه عاشق عطر بهارنارنجم... . همیشه!
پی نوشت 5: عمر کوتاهه، هم واسه بهار نارنج، هم واسه من، هم واسه بقیه آدما ...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۶:۱۲
بهنام جعفری بلالمی